نویسندگان: دکتر اردشیر امیر ارجمند، دکتر مشتاق زرگوش، مجله تحقیقات حقوقی، شماره ۴۹

تقصیر در حقوق مسئولیت مدنی دولت؛ مطالعه تحلیلی-تطبیقی

چکیده
یکی از مسائل بسیار مهم در تحقق مسئولیت مدنی دولت، اثبات تقصیر اوست. اعتباری بودن شخصیت دولت و تنوع صلاحیت‌های دولت، منجر به شکل‌گیری در رویکرد متفاوت در شناخت این عنصر اساسی مسئولیت مدنی گردیده است. در رویکرد نخست، یعنی روش سلبی یا منفی، تقصیر دولت، تنها از طریق بازشناسی تقصیر شخصی کارگذاران دولت، امکان‌پذیر می گردد. از این نقطه نظر، تقصیر دولت، آن تقصیری است که شخصی نباشد. در این نگاه، تقصیر شخصی، مترادف با ارتکاب عمل غیرعمومی (غیر اداری و خطای عمومی اداری) است. عمل غیر عمومی، عملی است که با خارج از گستره صلاحیت‌های کارگذار دولتی بوده و یا اینکه با قصد وارد ساختن زیان به دیگری ارتکاب یافته باشد. اما خطای اداری، نه خروج از صلاحیت و نه ارتکاب آگاهانه عمل زیان‌بار بوده و تنها، عدم رعایت ضوابط فنی حاکم بر چگونگی انجام وظیفه است. اما در رویکرد مثبت یا ایجابی، شناخت تقصیر دولت، ملازمه با تعریف تقصیر دولت ندارد. در این نگاه، تقصیر دولت، مفهومی مستقل و غیر وابسته می‌باشد که شامل تحقق یا اثبات دو وضعیت است؛ نخست هنگامی‌که زیان، ناشی از نقض صلاحیت‌هایی باشد که برای دولت و نه کارگذاران دولتی مقرر گردیده است و دیگر، هنگامی که زیان ناشی از نقص وسایل و ابزار ایفای صلاحیت‌های عمومی باشد.
کلید واژگان:  مسئولیت مدنی ، دولت،  تقصیر،  رویکرد منفی،  رویکرد مثبت.